دریایِ نمک (ابوالقاسم الوندی)


گرچه بستر دارد از کوهِ نمک
آب می جوشد به رویَش از فلک
خاک شوری ، بحر اندر پیچ و تاب
زیرِ آن چون برف و بالا پُر زِ آب
بسترِ او مخزنِ رودِ سهند
رشته هایِ سر به افلاکِ بلند
یک نگین از نقره بر ایران زمین
کَی توانی یافت دریائی چنین !
خاک ایران شیر و دریا چشمِ شیر
چشم بینا باید ایران یا کویر؟!
کور گردد دیده ام ای روزگار
گر که دریا را ببینم شوره زار

/ 0 نظر / 12 بازدید