بست تریاک(الف الف طلوع)

اگر کری به گوشت میکشم داد
که دادی نسل دفترخانه برباد
زدی آتش به این صنف و به این شغل
زدستت ای فلانی داد و فریاد
اگر گوشت شده سنگین برو زود
به نزد دکتری تا بشنوی باد
ندارم من جوابی ار که خلفت
ترا کر  کرده بود و مادرت زاد
اگر خوابی زنم طبلی برایت
که از بند خماری گردی آزاد
ویا مصرف کنی یک  بست تریاک
که بیدارت کند از بیخ و بنیاد
تظاهر ار کنی در خواب بودن
هزاران ناسزا بر جد و آباد

/ 1 نظر / 18 بازدید
میرزا بنویس

با سلام و درود و ارادت مدتهاست قصد شرفیابی دارم ولی باور بفرمایید چندساعتی وقت برای وبگردی در وبلاگ همکاران سپری میگردد و مدت مدیدی را به خواندن شعرهای نغز حضرتعالی در وبلاگ همکاران میگذرانم و باید اعتراف نمایم سرعت در انتقال مطالب به نظم از طرف شما موجب خورسندی است از انجا که وبلاگتان همه به شعر است به یک شاهنامه میماند بجز دردآشنایی شما روش دیگری در رسیدن به سئوال خود که ایا حضرتعالی سردفترید یا خیر سراغ ندارم بهرحال تشکر و سپاس این حقیر را بپذیرید