نسیمِ دلکشِ مرداد(طلوع)

برفت از نیمه تابستان ، چو مرداد

ورق برگشت و دفترخانه شد شاد

ز  رونق پس فتاد این کلبه ی  ما

سکوتی سخت وسنگین در نِت افتاد

شدند  سرگرم  یاران  بهر تحریر

که  غوغا کرده است این بار  و بیداد

به  نسیان رفته  است  هر کار دیگر

ز دستت  تا ابد  تحریر   ، فریاد

چه  آسان یار من  رفت و جلا کرد

مرا  در بیع  دینار و ثمن  داد

نمی گفتم  در اندوهت  اگر شعر

تو  کی می آمدی در ذیلِ اسناد؟!

گذشت  ازنیمه تابستان  چه زیبا

نسیمِ  دلکش آمد  ماهِ  مرداد

چه پیش آید؟  کِه دانَد سال دیگر؟

هم آوائی بوَد یا جمعِ  اضداد

پس از آن دوره های خشکسالی

کنون ابر آمد و باران شد آزاد

نباید  فرصت از کف داد ارزان

تورم  می رسد از  ره چو جلاد

به  زیر آنگه  می  آید حق تحریر

ز بالا  افتد او با تیغِ  شداد

درو باید نمود این تحفه اکنون

که طوفان در ره است و شدتِ باد

/ 0 نظر / 11 بازدید