پرنده ماندنی است (طلوع )

فروغ
می دانم دلت گرفنه بود
به ایوان رفتی
ودستانت را بر پوست کشیده ی  شب کشیدی
چراغهای رابطه تاریک  بودند
کسی ترا به آفتاب معرفی نکرد
و به میهمانی گنجشگها نبرد
پرواز جاودانه ات را به خاطر سپرده ام
در افق ها هنوز ترا می بینم
که پرواز می کنی
به سوی اوج
در راستای آفتاب
فروغ ، پرنده ی  من  ، ماندنی است

/ 0 نظر / 8 بازدید