دریا (الف الف طلوع)

لب دریا چو رفتی یاد ما کن

افق را از دو چشمانم نگا کن

رطوبت را به ژرفا در نفس ده

ز دریا قطره ای بر من عطا کن

من آنجایم ، درون اندرونت

مرا در آبی دریا رها کن

سپس از نو به تور دیدگانت

به سوی ساحل عشقت صدا کن

چو می بینی که دل دلتنگ دریاست

دلت را از دل تنگم جدا کن

 

/ 0 نظر / 12 بازدید