در رکاب پدر(ابوالقاسم الوندی )

از پدر  بهتر   نباشد  ، خلقتی   بر   بندگان

واژه ای  زیباتر از آن  واژه ، نامد بر زبان

چون فسانه ، کو  حکایت   می شود  یا داستان       

تار و پودم  ، نام او را  ، کرده هر جایش  نهان

گشته ام عالِم  اگر ،یا فاضل،  از فرهنگ اوست

نامدار و شُهره گشتم  ، یا که نامی در جهان

عمر خود را ای دریغا بهر ما بگذاشت ،رفت

تا  تپد  این سینه در دل ، عشق زاید همچنان  

ماند چشمم خیره بر دَر، تا که شاید آید او

خانه پُر گردد ز بابا ، چهره اش  گردد عیان

مرگ او هرگز نگردد باور  و مقبولِ  جان

یاد او هرگز نگردد محو ، در  طولِ  زمان

دست او یار است ،اما نیست جسمش درکنار

در  رکابم من ،کنارش ، از مکان تا لامکان

نور می تابد   اگر ،  بر من ، ز بالا، آسمان

روح بابا هست همچون اختری در  کهکشان  

/ 3 نظر / 34 بازدید
بوف کور

ببخشید ... حواسم پرت شد کامنت قبلم را درستش می کنم...نوروزت مبارک