مبارک باد (الف الف طلوع)

مبارک بادت آن پست و مقامت
ببین از آسمانها زیر گامت
من اینجا ذره ای هستم ، غباری
نبینی گر مرا، دربست حرامت
اگر رفتی در آنجا نزد احمد
رسان از جانب بنده سلامت
بگو ایول چه ماهی دلبر من
زنم بنچاق ایران را به نامت
سخن چون می تراوی از دل وجان
بنازم بر تو و گفت و کلامت
چه محشر باشد این یارانه جانا
که جمع عاشقان را کرده خامت

/ 2 نظر / 17 بازدید
عروس رندانه و مستانه

اولین قلم /حرف حرف درد را / در دلم نوشته است. دست سرنوشت / خون درد را / با گلم سرشته است. [دست]