قانون کار(الف الف طلوع )

به بهانه دغدغه یک عزیز :

 

چگونه پای ببندم  به چنین   قانون کار؟؟!!

شد چون ز آفت اش، دیده ها  اشکبار

رخ در نقاب سلامت نکشیدند، صاحبان کار

از آن لحظه که کارگر شد  بر خرش سوار 

پاداش و عیدی و حق عیال و سال

رفت دخل به مزد  و ماند به جای او   آزار

به پشتگرمی هر ماده و تبصره ، آن اجیر

چون شیر نعره می کشد و  می زند هوار

گرفتند کاهلان محکم این ریسمان

گشودند  ناکسان  برای  خود  بازار

گریختند صاحبان کار از این کابوس   

بر سر توده ها  فرود  آمد    این آوار

باز می کند ، هر روز این زخم کهنه،  سر

نداد قاضی حکمی  و  محتسب نشد هشیار

با  فریب و  مکر و  حیله  و  نیرنگ

زدند بر سر هر کوی و  برزن جار

که قانون کار حامی خلق  زحمتکش است 

افسانه ها بافتند و دروغ ، بسیار

دری نگشود این تحفه ی  قانون مگر برظلم

سری نشد آسوده از این   پندار 

همان به که پر زند این جغد سیاه  از بام ما

که دلزده ایم از آوازش و   از ناله اش بیزار

 

 

/ 0 نظر / 14 بازدید