پولم را پس بده (الف.الف.طلوع)

نوشتی یک وکالت جزء اسناد
نبردی این موکل را که از یاد؟
بدادم ده هزار و شش هزاری
که گردی از نداری فوری آزاد
شدم اکنون پشیمان از کلامم
تو ای لوطی بگردان خاطرم شاد
نمی خواهم من این برگه بگیرش
بده پولم وگرنه می کشم داد
بزن بر روی دفتر لاک اغلاط
که امحاء گردد آن امضاء واعداد
سپس آن برگ نیمی را نگهدار
بزن خود را تو با آن برگه اش باد
بکن کم یک ز اسنادت به آمار
که جنست گشته مرجوعی به مرداد
تو ای سردفتر اسناد رسمی
نکن ناله ز دستم یا که فریاد
برو کشکت بساب ار تو نداری
تنی از آهن و جانی ز پولاد
/ 0 نظر / 14 بازدید